اریش فروم، روانشناس اجتماعی، با پیشگویی که بدن ما فوقالعاده باهوش است، حرفهای را به وجود آورد. اکنون می آموزیم که آنها همچنین به طرز باورنکردنی پاسخگو هستند، اگرچه ممکن است در نگاه اول اینطور به نظر نرسد. آنها به شیوه زندگی ما، آنچه می خوریم، چقدر می خوریم، با آنها چه می کنیم و هر روز با آنها چه می کنیم، پاسخ می دهند. و همه ما الگوی رفتاری داریم که بدنمان تفسیر می کند و از آن استفاده می کند تا شکل مناسبی را که با نیازهایمان مطابقت داشته باشد، هر شکلی که باشد، به خود بگیرد.
در حالی که بسیاری از رفتارهای روانشناختی اجتماعی ما بین دو افراطی به نام طبیعت و تربیت در نوسان است، بدن ما ترکیب کاملی از این دو است. به عنوان مثال، اگر شما یک دونده هستید و مسافت های جدی را طی می کنید و اغلب، بدن شما تمام وزنی را که می تواند کاهش می دهد. از ذخایر چربی استفاده میکند و ماهیچهای را که حمل میکند ساده میکند، بنابراین لازم نیست در حین دویدن وزن اضافی را با خود حمل کنید و این روند را آسانتر و کمهزینهتر میکند. اگر در یک سایت ساختمانی کار می کنید یا وزنه های سنگینی را در باشگاه بلند می کنید، بدن شما برای مقابله با این بار عضله بزرگتر می شود و این کار را دقیقاً با همان هدف انجام می دهد – برای انطباق با نیازهای سبک زندگی و مصرف انرژی به همان اندازه. در این فرآیند امکان پذیر است. خودش تغییر می کند تا نیازهای روزانه شما را برآورده کند.
در حال حرکت، خود را برای کاری که از آن میخواهید بهینه میکند.
پس منطقی است که اگر شغل اداری داشته باشید و بیشتر وقتتان را جلوی صفحه نمایش بگذرانید، اما طوری غذا بخورید که انگار یک بدنساز یا دونده هستید، بدن شما به حالت ذخیره سازی میرود و ذخایر چربی ایجاد میشود. در صورت نیاز به آنها همین امر در مورد ماهیچهها نیز صدق میکند – اگر در فعالیتهای روزانهتان به آنها نیاز نداشته باشید، آنها را نخواهید داشت، بدن هیچ چیزی نمیسازد زیرا نیازی نیست. به همین دلیل است که ما ورزش میکنیم – بدن خود را در شرایطی قرار میدهیم که برای آنها راحت نیست تا آنها را مجبور کنیم شکل متفاوتی به خود بگیرند و در آینده در انجام کارهای مشابه راحتتر باشند.
هر کاری که انجام میدهید، هنگامی که در هر نوع الگوی قرار میگیرید – بدن شما ابتدا پاسخ میدهد و پس از رسیدن به سطحی که با آن راحت است، بهینه میشود. بنابراین اگر به یک پلاتو برخورد کردید، کاری که باید انجام دهید این است که تمرینات، میزان مصرف غذا یا هر دو را تغییر دهید. برای خارج شدن از فرآیند بهینهسازی بدنتان باید همه چیز را تکان دهید یا بهتر است در وهله اول از ماندن در یک روال برای مدت طولانی خودداری کنید.
غذا، غذای باشکوه چطور؟
خوب، مهم این است که چه چیزی می خوریم، بلکه به میزان خوردن ما نیز مربوط می شود. به عنوان مثال، ما میتوانیم منحصراً بیکن با پوشش شکلاتی بخوریم، و بدن ما آنچه را که نیاز دارد میگیرد و سلولهای چربی را با باقیمانده پر میکند. اگر سوخت کافی برای انجام وظایفی که باید انجام دهیم دریافت نکنیم، مستقل از انتخاب های غذایی خود وزن کم می کنیم، به همین دلیل است که می توانیم با “رژیم شکلاتی” یا “رژیم غذایی مک دونالد” وزن کم کنیم. برعکس، اگر بیشتر از نیاز بدنمان بخوریم، می توانیم مقدار زیادی غذای سالم و کم چرب و کم کالری بخوریم و همچنان وزن خود را افزایش دهیم.
غذا خوردن ناسالم لزوماً منجر به افزایش وزن نمی شود، زیاده روی در غذا خوردن منجر به افزایش وزن می شود، اما منجر به بدن ناسالم و سوء تغذیه و انواع مسائل دیگر می شود. بدون پروتئین کافی در رژیم غذایی ما نیز نمیتوانیم عضلهای درست کنیم. همیشه باید در نظر داشته باشیم که آنچه می خوریم در نهایت به معنای واقعی کلمه ما می شود، زیرا آنچه می خوریم به عنوان ماده ساختمانی برای سلول ها و بافت هایی که دائماً رشد می کنیم استفاده می شود.
بدن ما طوری طراحی شده است که با هر کاری که انجام میدهیم سازگار باشد و اگر کاری را برای مدت طولانی انجام دهیم راهی برای بهینهسازی و مصرف منابع کمتر و کمتری برای هر بار انجام آن پیدا میکند. به هر حال، این کاری است که قرار است انجام دهد – بهترین شانس بقا را با صرفه جویی تا آنجا که می تواند در ذخیره ها به ما بدهد.
آنقدر روی این کار متمرکز است که حتی زمانی که مقدار خطرناکی از آن را ذخیره می کند، هیچ مکانیسمی برای جلوگیری از انجام آن وجود ندارد. از نظر تاریخی، غذا همیشه چیزی بود که ما باید برای آن واقعاً سخت کار می کردیم. رسیدن به آن سخت بود و مطمئناً چیزی نبود که ما در آن زیاده روی کنیم. بنابراین بدن ما آن را ارزشمند می داند. از نظر بدن همه غذاها با ارزش هستند و نباید هدر بروند. این نوعی منطق است که در گذشته به ما کمک می کرد زنده بمانیم.
وقتی نوبت به برقراری ارتباط با بدن ما میرسد، همیشه یک گفتوگو است، با این تفاوت که نمیتوانیم فقط به بدن خود بگوییم که چه کاری انجام دهد، بلکه باید آن را آموزش دهیم و به او نشان دهیم که چه چیزی از او انتظار میرود. ما باید به آن نشان دهیم که چه مقدار غذا در دسترس است، نه خیلی زیاد اما نه خیلی کم – بنابراین آن را در انبار اضطراری نترسانیم.
ما باید به آن مقدار متوسطی ورزش کنیم یا یک سبک زندگی فعال را از هر راه دیگری پیش ببریم تا به شکلی که میخواهیم باشیم، نه شکلی که تکامل ما را مجبور به داشتن آن میکند. بدن ما زمانی که کار می کند خوشحال تر است. در نهایت همه چیز به احترام متقابل مربوط می شود.
به بدن خود احترام بگذارید و آنچه را که نیاز دارد به او بدهید و به درخواست های شما احترام بگذارد و هر زمانی که به آن نیاز دارید آنچه را که می خواهید انجام دهید.