افزایش پیشرونده در محرک تمرینی برای بهبود رویدادهای استقامتی ضروری است (مورگان، و همکاران، 1987). ورزشکاران به دنبال بار تمرینی بیش از حد برای سازگاری های مثبت تلاش می کنند (سیلوا 1990). آنها معمولاً در عرض 12-24 ساعت پس از یک جلسه تمرینی شدید بهبود می یابند. با این حال، یک ورزشکار ممکن است زمان کافی برای بهبودی کامل پس از دوره های مزمن تمرینی نداشته باشد (مورگان، و همکاران، 1987). تصور می شود تمرین بیش از حد ناشی از بارهای تمرینی است که بیش از حد به توانایی ورزشکار برای سازگاری نیاز دارد (Murphy & Fleck, 1990; Silva 1990). زمانی اتفاق میافتد که مکانیسمهای انطباقی بدن به طور مکرر با استرس تمرینی مزمن مقابله نکنند (سیلوا 1990). این منجر به بدتر شدن عملکرد به جای بهبود عملکرد می شود (مورگان، و همکاران، 1987؛ مورفی و فلک، 1990، سیلوا 1990).
تمرین بیش از حد ممکن است به عقب ماندگی فیزیولوژیکی و روانی حرکتی، خستگی مزمن، کاهش اشتها، کاهش وزن، بی خوابی، کاهش میل جنسی، درد عضلانی و افزایش افسردگی و تنش منجر شود. علاوه بر این، سایر تغییرات متابولیک، هورمونی، عضلانی، هیپوتالاموس و قلبی عروقی اغلب با وضعیت تمرین بیش از حد همراه است (Morgan, et al, 1987). تمرین بیش از حد با حالت های عاطفی منفی مانند اضطراب، افسردگی، خستگی، عصبانیت، عدم اعتماد به نفس و کاهش قدرت مشخص می شود (مورفی و فلک، 1990).
نویسندگان نظرات متفاوتی را در اصطلاحات زمانی که تمرین بیش از حد و حالات وابسته به آن را توصیف می کنند، بیان کرده اند. برای مثال، سیلوا (1990) مراحل پیشرو را توصیف می کند. کهنگی، تمرین بیش از حد و فرسودگی شغلی. در مقابل، مورگان و همکاران (1987) پیشنهاد می کنند که تمرین بیش از حد می تواند منجر به کهنگی شود، در حالی که تمرین بیش از حد منعکس کننده یک فرآیند و کهنگی نشان دهنده یک نتیجه یا محصول است (مورگان، و همکاران، 1987). علیرغم ادامه بحث معناشناسی، توصیه می شود هنگام صحبت با ورزشکاری که با این موضوع آشنا نیست، اصطلاحات را ساده نگه دارید.
در تلاش برای تشخیص تمرین بیش از حد، Bompa & Carrera (2015) به ورزشکاران پیشنهاد می کنند علاوه بر ضربان قلب صبح، پارامترهای زیر را نیز کنترل کنند :
- خواب
- طول
- کیفیت خواب
- بسیار عمیق، عادی، بی قرار، بدون خواب
- خستگی
- خیلی استراحت، عادی، خسته، خیلی خسته، دردناک خسته
- اشتها، میل
- خیلی قوی، خوب، فقیر، خورد چون باید، نخورد
- تمایل به آموزش
- بسیار قوی، خوب، فقیر، ناخواسته، آموزش ندیده است
- تمایل رقابتی
جای تعجب نیست که استراحت برای کاهش بسیاری از این علائم ناشی از تمرین بیش از حد پیشنهاد شده است. اگر این عملی نباشد، نشان داده شده است که در صورت تخصیص زمان کافی، باریک شدن حالت های روانی را بهبود می بخشد (مورگان، و همکاران، 1987).
روشهای دیگر برای جلوگیری از کهنگی، که میتواند منجر به تمرین بیش از حد شود، عبارتند از: دورههای استراحت کوتاه، تغییرات گاه به گاه در روال، و اعمال فشار کمتر بر ورزشکاران، بهویژه اگر در اواخر فصل استفاده شود. تمرین بیش از حد شدید و فرسودگی شغلی ممکن است به یک دوره بهبودی طولانی نیاز داشته باشد و باید انتظار داشت که آهسته باشد (سیلوا 1990).
به ورزشکار باید اطلاع داده شود که کهنگی، تمرین بیش از حد و فرسودگی شغلی معمولاً در طول “حرفه” یک ورزشکار دانشگاهی تجربه می شود (سیلوا 1990). این ممکن است مخصوصاً در مورد یک ورزشکار جوان که ممکن است به عنوان یک “فوق العاده” در نظر گرفته شود صادق باشد.
هنگامی که ورزشکار تمرینات خود را از سر می گیرد، تغییراتی در تمرینات ورزشی ورزشکار ممکن است به جلوگیری از عود مجدد تمرین بیش از حد در آینده کمک کند. تمرین ورزشکار فقط باید شامل استرس(های) مشابه مسیرهای متابولیک و مهارت های حرکتی مورد نیاز برای آن ورزش خاص باشد. تمام تمرینات متقاطع باید در طول تمرینات خارج از فصل ثانویه باشند و حتی ممکن است در طول تمرینات فصلی حذف شوند. به عنوان مثال، ورزشکاری که در درجه اول به قدرت یا سرعت در ورزش خود نیاز دارد، ممکن است تمرینات عملکردی را برای استقامت قلبی عروقی، به ویژه در طول فصل ورزش، به خطر بیندازد. تمرینات کمکی باید به اختصار یا کمتر برنامه ریزی شود تا بروز کهنگی روانی، فرسودگی فیزیکی و در نهایت فرسودگی روانی کاهش یابد.
تمرین بیش از حد به اشتباه به عنوان یک حالت مطلق توصیف شده بود. در واقع، بیش تمرینی یا هر یک از حالات مرتبط با آن باید به عنوان یک پیوستار در نظر گرفته شود. از بهبودی بهینه تا تمرین بیش از حد. می توان تصور کرد که یک ورزشکار ممکن است کمی بیش از حد تمرین کرده باشد و در عین حال فقط به دستاوردهای متوسطی در عملکرد دست یابد. بدیهی است که وضعیت مطلوب تر، بهبودی بهینه و در نتیجه سود بیشتر خواهد بود.