مقابله با آسیب
حتما و فوراً تمرینی را که باعث درد غیرعادی مفصل یا عضله میشود، متوقف کنید. عضله را آزمایش نکنید یا کشش ندهید زیرا ممکن است آسیب بیشتری رخ دهد. صرف نظر از یافتهها، درمان اولیه یکسان است. کمکهای اولیه را انجام دهید . زمانی را برای بهبودی مفصل یا عضله در حین ادامه تمرین با استفاده از تمریناتی که آسیب را در طول بهبودی تشدید نمیکنند، در نظر بگیرید. پس از مدت زمان ریکاوری کافی، با یک ست یا یک مقاومت کوتاه با مقاومت بسیار سبک، به صورت کاملا محافظه کارانه شروع کنید. به آهستگی و پیوسته به پیشرفت خود ادامه دهید، بار یا حجم را در هفتههای بعد افزایش دهید، تنها در صورتی که بتوانید بار را بدون درد انجام دهید. مراقب باشید که با تلاش برای پیشرفت خیلی سریع، آسیب را تشدید نکنید. توجه داشته باشید که ممکن است بعد از انجام بیش از حد آن تا بعد از تمرین یا روز بعد – بعد از اینکه خیلی دیر شده است – احساس درد یا ناراحتی نکنید. برای صدمات جدی یا اگر درد ادامه یافت یا بدتر شد به پزشک مراجعه کنید. یک پزشکی ورزشی در ورزش و آسیبهای مربوط به ورزش تخصص دارد. یک فیزیوتراپ همچنین باید بتواند شما را به یک پزشک آگاه در آسیب های مربوط به ورزش برای تشخیص صحیح ارجاع دهد. یک متخصص میتواند به شما کمک کند تا علل احتمالی آسیب دیدگی را تعیین کنید و تغییرات لازم در برنامه را برای جلوگیری از آسیبهای بعدی انجام دهید. به علل آسیب مراجعه کنید.
مراحل توانبخشی آسیب
- بی حرکتی
- دامنه حرکت (ROM)
- استحکام – قدرت
- بازگشت به فعالیت
- فاز التهاب
- کمک های اولیه و بی حرکتی
- التهاب را مدیریت کنید
- روزها طول میکشد
- فاز تعمیر
- تمرینات توانبخشی
- فیبروپلازی (تشکیل کلاژن)
- آنژیوژنز (تشکیل عروق خونی محلی جدید)
- هفتهها طول میکشد
- فاز بازسازی
- بازگردانی محافظه کارانه فعالیت
- بلوغ کلاژن و بازسازی آن آغاز می شود
- ماهها طول میکشد
مقیاس تحریک پذیری
تحریک پذیری را می توان بر اساس 3 عامل کم، متوسط یا زیاد رتبه بندی کرد:
- سطح درد (امتیاز 1-10)
- آنچه برای تحریک علائم لازم است
- تأخیر یا زمانی که طول میکشد علائم پس از تحریک برطرف شوند
هنگام ارزیابی بیماران با تحریک پذیری بالا باید مراقب بود زیرا هنگامی که علائم تحریک شد، ارزیابی های باقی مانده نامشخص است.
عدم تعادل قدرت و رابطه آسیب
افراد با اختلاف قدرت بیش از 10٪ بین چهار سر پای راست و چپ در مقایسه با افرادی که چنین عدم تعادل قدرتی نداشتند، احتمال بیشتری برای آسیب دیدگی اندام تحتانی داشتند (بندر و همکاران، 1964).
اگر این تفاوتهای قدرتی ناشی از آسیبهای گذشته باشد، میتوان حدس زد که آسیب قبلی حداقل تا حدی به افزایش خطر آسیب نسبت داده میشود، نه لزوماً عدم تعادل قدرت، زیرا آسیبهای گذشته بیشتر پیشبینیکننده آسیبهای آینده است و گذشته. آسیب معمولاً منجر به ضعف (و کاهش دامنه حرکتی) در اندام آسیب دیده میشود.
پیش بینی کنندههای پیچ خوردگی مچ پا
شاخص توده بدنی BMI و رگ به رگ شدن مچ پا در گذشته بسیار بیشتر از تعادل، قد، شلی رباط، استفاده از نوار مچ پا/پرانتز و تعادل قدرت لگن در مورد آسیب آینده در ورزشکاران دبیرستانی پیش بینی میکرد. در صورتی که ورزشکار اضافه وزن یا چاق داشته باشد و سابقه پیچ خوردگی مچ پا داشته باشد، بازیکنان فوتبال دبیرستانی 16 برابر بیشتر احتمال دارد که دچار پیچ خوردگی مچ پا شوند. اتفاقاً استفاده از نوار چسب یا بریس پیشگیرانه میزان بروز آسیب را کاهش نداد.
آسیبهای دیستال گذشته، فعال شدن عضلانی پروگزیمال را در هر دو اندام مبتلا و سالم به تاخیر می اندازد.
بولاک ساکستون (1994) در افرادی که آسیب قبلی به مچ پا داشتند، تاخیر در فعالیت گلوتئوس ماکسیموس مشاهده شد. به نظر می رسد تغییراتی در هر دو طرف آسیب دیده و آسیب ندیده بدن رخ می دهد.
ورزش و آرتریت
ورزش میتواند درد را کاهش دهد و ظرفیت عملکردی، حافظه داخلی و قدرت عضلانی را بهبود بخشد.
اجزای پا
پای انسان دارای 26 استخوان، تقریباً 20 ماهیچه، 33 مفصل و بیش از 100 رباط است که همه آن را در کنار هم نگه میدارند.
غلاف بافت همبند
تمرین با وزنه ممکن است با افزایش محتوای کلاژن، غلاف بافت همبند را در داخل و اطراف عضله تقویت کند. این غلافهای بافت همبند چارچوبی را فراهم میکنند که از اضافه بار عضلانی پشتیبانی میکند و جزء اصلی در استحکام کششی و ویژگیهای ویسکواکلاستیک غیرفعال عضله هستند.
- اندومیسیم الیاف مجزا را احاطه میکند
- پریمیزیوم گروه هایی از فیبرهای عضلانی را در بر میگیرد
- اپی میزیوم کل عضله را احاطه کرده است
استخوان
استحکام کششی و خاصیت ارتجاعی استخوانها از سن 20 تا 90 سالگی حدود 2 درصد در هر دهه کاهش می یابد (هیز، 1986).
استخوان فقط یک پنجم وزن فولاد است اما می تواند دو برابر نیروی فشاری گرانیت یا چهار برابر نیروی فشاری بتن مقاومت کند.
فعالیتهای تحمل وزن مانند پیاده روی میتواند از کاهش مواد معدنی استخوان جلوگیری کند. اگر عضله ضد جاذبه فعال شود، تمرینات مقاومتی با وزن میتوانند از کاهش مواد معدنی استخوان جلوگیری کنند.
در مطالعات حیوانی، 40 تکرار اول یک تمرین، بیش از 95 درصد استخوانسازی را تحریک میکند. تکرارهای اضافی به طور قابل توجهی تشکیل استخوان را افزایش نمیدهد (Riewald 2004) .
میزان تحلیل استخوان در فضانوردان تقریباً برابر با افرادی است که در بستر استراحت میکنند: حدود یک درصد در ماه.
غضروف مفاصل
تمرین مقاومتی میتواند غضروف هیالین روی سطوح مفصلی استخوان را ضخیم کند (اینگلمارک و الشولم 1948).
غضروف مفصل برای تغذیه خود به مایع سینوویال وابسته است زیرا عروقی ندارد. مایع سینوویال هنگامی که مفصل بارگذاری میشود، مانند فعالیت بدنی، وارد سطوح غضروف میشود. غضروف مفصل در طول بارگذاری کوتاه مدت به صورت الاستیک عمل میکند. هنگامی که بارگذاری طولانی مدت آب را از غضروف خارج میکند، غضروف به طور موقت تغییر شکل میدهد. وقتی آب دوباره به غضروف کشیده میشود، پس از توقف بارگذاری به شکل اولیه خود باز میگردد. فشرده سازی متناوب و رفع فشار همراه با پمپاژ مایع سینوویال به دلیل فعالیت بدنی تا حدی مسئول تغذیه غضروف است.
پاسخ کندروسیت به تحریک مکانیکی به حفظ هموستاز غضروف مفصلی کمک میکند. متابولیسم کندروسیت مفصلی توسط اثرات مستقیم نیروهای برشی که از طریق فرآیندهای انتقال مکانیکی روی سلول اعمال میشود، تعدیل میشود. (لین اسمیت 2000)
غضروف مفاصل بیحرکت در اثر کاهش بارگذاری دچار آتروفی میشود. ضخامت غضروف فقط تا حدی با ورزش ترمیم میشود. (گهونیا 2012)
بارگذاری مفصل بر روی غضروف منجر به اثرات آنابولیک میشود که حداقل تا حدی به واسطه تغییرات در مایع سینوویال ایجاد میشود. ترکیب مایع سینوویال مسیرهای خارج سلولی ترکیبی تمام بافت های مفصلی را منعکس میکند. (ون دن هوگن 1998)
ورزش منظم مایع سینوویال را به گونه ای تغییر میدهد که تأثیر مطلوبی بر محتوای پروتئوگلیکان غضروف، یکی از اجزای اصلی ماتریکس و اهمیت به خواص فیزیکی غضروف دارد. این کار را با افزایش سنتز پروتئوگلیکانها و کاهش تجزیه پروتئوگلیکان ها انجام میدهد. بسیاری از کاندیدهای احتمالی، از جمله IGF-I و IGF-II، به طور بالقوه می توانند به اثر بارگذاری کمک کنند. (ون دن هوگن 1998)
تاندون و رباط
تمرین مقاومتی میتواند اندازه و قدرت تاندونها و رباط ها را افزایش دهد (فاهی و همکاران 1975). این ممکن است به دلیل افزایش کلاژن در غلاف بافت همبند باشد (Laurent 1978).
حد الاستیک تاندون یا رباط را میتوان با ورزش و تمرین افزایش داد و با افزایش سن و عدم تحرک کاهش داد. حدود الاستیک رباط بین 12 تا 50 درصد تخمین زده میشود و محدودیتهای الاستیک تاندون 9 تا 30 درصد است (ضعیف ترین در MTJ).
تحقیقات با استفاده از مدلهای حیوانی نشان میدهد که قدرت اتصال رباط ها با فعالیت بدنی از نوع استقامتی افزایش مییابد و با بیحرکتی کاهش مییابد. علاوه بر این، رباطهای آسیبدیده در صورت انجام فعالیت بدنی، سریعتر قدرت خود را به دست میآورند.
شکست قدرت اتصال یک آماده سازی استخوان-رباط در محل اتصال رباط رخ میدهد. شکست قدرت اتصال در آماده سازی استخوان-تاندون-عضله-تاندون-استخوان مشابه است، اگرچه جدایی ممکن است در محل اتصال تاندون عضلانی یا در خود عضله نیز رخ دهد.
تاندونها خواص ویسکوالاستیک را نشان میدهند و با شرایط افزایش بارگذاری و عدم استفاده سازگار هستند. به نظر نمیرسد که کششهای داخل تاندونها در نزدیکی محل درج آنها یکنواخت باشد. مفهوم سنتی شکست کششی ممکن است عامل اساسی در پاتومکانیک تاندیوپاتی اینسرشنال نباشد. موقعیتهای مفصلی خاص بیشتر به ناحیه تاندون که معمولاً تحت تأثیر تاندونوپاتی است، فشار میآورند. استفاده از موقعیتهای مختلف مفصل در حین ورزش ممکن است باعث ایجاد تنشهای کنترلشدهتر روی این نواحی آسیبدیده تاندون شود که ممکن است به حفظ بهتر استحکام مکانیکی آن ناحیه تاندون در تلاش برای جلوگیری از آسیب کمک کند. چنین تمرینهایی میتوانند به صورت کنترلشده بر ناحیه بهبودی تاندون فشار وارد کنند و در نتیجه پس از وقوع آسیب، بهبودی را تحریک کنند. (Maganaris 2004)
ستون فقرات
مانند تمام بافتهای زنده، مهرهها و ساختارهای پشتیبان آن در صورت قرار گرفتن در معرض استرس مانند ورزش پیشرونده بازسازی و تقویت میشوند (Brickley-Parsons & Glimcher 1984).
حرکت ستون فقرات تحت بار، تحویل مواد مغذی به دیسکهای بین مهرهای را تسهیل میکند (Gullbrand 2015)، سطح PH دیسک را تغییر میدهد (Tatsuro 1993)، و ممکن است التهاب را کاهش دهد (Sowa & Agarwal 2008).
انجام تمرینات ستون فقرات از طریق دامنه کامل حرکت میتواند انعطاف پذیری عملکردی ستون فقرات را افزایش و حفظ کند (کنترراس و شوئنفلد 2011) و ثبات ستون فقرات در نتیجه خطر کمردرد را کاهش میدهد (نلسون 1993، 1995).